شریعت، طریقت و حقیقت در مسیر رمضان

رمضان می‌تواند فقط تغییر ساعت غذا خوردن باشد یا فرصتی برای دیدن خشم، ترس، وابستگی و عادت‌هایی که در زندگی روزمره پنهان مانده‌اند. این مقاله روزه را از جسم تا دل و جان دنبال می‌کند.

روزه و رمضان؛ از روزه شکم تا روزه حقیقت

به اسم الله رحمان و رحیم هست کلید در گنج حکیم

حسبنا الله و نعم الوکیل، نعم المولی و نعم النصیر.

سلام و درود بر همه جویندگان نور و حقیقت.

وقتی از روزه صحبت می‌کنیم، ذهن خیلی زود به نخوردن و نیاشامیدن می‌رود. اما مولانا بارها از گرسنگی و خالی شدن به عنوان دری برای دریافت خوراکی دیگر سخن گفته است.

این دهان بستی دهانی باز شد کو خورنده لقمه‌های راز شد
لب فروبند از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن

در این نگاه، بسته شدن یک دهان می‌تواند فرصتی برای باز شدن دریچه‌ای دیگر باشد؛ دریچه‌ای که خوراکش فقط نان و آب نیست و با راز، آگاهی و مشاهده درون ارتباط پیدا می‌کند.

رمضان برای سالک می‌تواند فرصتی برای همین خالی شدن باشد؛ فرصتی برای اینکه بخشی از بارهایی را که سال‌ها به جسم، ذهن و قلب خودش بسته است، ببیند و آرام‌آرام سبک‌تر کند.

فهرست مطالب

  1. رمضان؛ تمرین سبک شدن
  2. روزه، تمرین خالی شدن نی
  3. سه مرتبه روزه
  4. مرتبه اول؛ روزه شریعت
  5. مرتبه دوم؛ روزه طریقت
  6. مرتبه سوم؛ روزه حقیقت
  7. روزه و هفت کالبد؛ نقشه‌ای برای سلوک
  8. چاکرای اول؛ روزه از ترس و حرص
  9. چاکرای دوم؛ روزه از بردگی لذت
  10. چاکرای سوم؛ روزه از کنترل، خشم و منیت
  11. تقوا، تزکیه و آتش درون
  12. چاکرای چهارم؛ روزه قلب
  13. چاکرای پنجم؛ روزه زبان و بیان
  14. چاکرای ششم؛ روزه چشم و قضاوت
  15. چاکرای هفتم؛ روزه منِ جدا
  16. یک تمرین پیش از افطار
  17. رمضان و کیمیاگری
  18. روزه‌ای که انسان را با خودش روبه‌رو می‌کند

رمضان؛ تمرین سبک شدن

روح را می‌توان به بالونی تشبیه کرد که میل به بالا رفتن دارد، اما وزنه‌های متعددی به آن بسته شده‌اند.

  • وابستگی
  • حرص
  • ترس
  • خشم
  • کینه
  • قضاوت
  • انباشتگی
  • شهوت
  • من‌های ذهنی

در این نگاه، رمضان فرصتی برای دیدن و کم کردن همین بارهاست.

کسی که روزه را فقط در پوسته عمل تجربه می‌کند، ممکن است تمام توجهش روی این باشد که چه بخورد تا دیرتر گرسنه شود، چه بنوشد تا کمتر تشنه شود و چگونه روز را با کمترین فشار پشت سر بگذارد.

اما سالک یک سؤال دیگر هم دارد:

این گرسنگی قرار است چه چیزی را در من آشکار کند؟

گرسنگی می‌تواند چیزهایی را که در شرایط عادی پشت آسایش پنهان مانده‌اند آشکار کند.

کم‌حوصلگی بالا می‌آید.

خشم دیده می‌شود.

وابستگی به لذت آشکار می‌شود.

ترس و میل به کنترل خودشان را نشان می‌دهند.

چیزی که آشکار شده، حالا می‌تواند به ماده اولیه خودشناسی تبدیل شود.

روزه، تمرین خالی شدن نی

یکی از تصویرهای بنیادین مولانا، نی است.

نی برای نوا داشتن باید خالی باشد. اگر درون آن پر از گره و مانع باشد، نفس نوازنده نمی‌تواند آزادانه از آن عبور کند.

در این نگاه، بخشی از کار سالک نیز خالی شدن است.

گره‌ها دیده شوند.

انباشتگی‌ها کمتر شوند.

وابستگی‌ها شناخته شوند.

قدرت من‌های ذهنی کاهش پیدا کند.

زندگی روزمره هم می‌تواند در خدمت همین فرایند قرار بگیرد.

کار، تحصیل، ازدواج، فرزندداری، خدمت به والدین و کسب درآمد می‌توانند میدان سلوک باشند و همان ابزارها نیز می‌توانند انسان را گرفتارتر کنند.

پول می‌تواند وسیله خدمت یا بخشی از هویت شود.

تحصیل می‌تواند در خدمت مأموریت قرار بگیرد یا فقط تصویر ذهنی انسان را بزرگ‌تر کند.

ازدواج می‌تواند آینه خودشناسی شود یا به میدان مالکیت و کنترل تبدیل شود.

مولانا می‌گوید:

چیست دنیا؟ از خدا غافل بدن نی قماش و نقره و میزان و زن

پس مسئله اصلی خود ابزارهای دنیا نیست. کیفیت رابطه ما با آن‌هاست.

سه مرتبه روزه

در مدل آموزشی این جلسه، روزه در سه مرتبه بررسی می‌شود:

  1. روزه شریعت
  2. روزه طریقت
  3. روزه حقیقت

هرچه از مرتبه‌ای به مرتبه بعد می‌رویم، بخش‌های بیشتری از وجود انسان وارد مراقبت می‌شوند.

مرتبه اول؛ روزه شریعت

در این سطح، دهان از خوردن و آشامیدن بسته می‌شود و محدودیت‌های شرعی مربوط به روزه رعایت می‌شوند.

این مرحله جایگاه خودش را دارد. نظم ایجاد می‌کند، عادت غذایی را تغییر می‌دهد و انسان را با تجربه گرسنگی و تشنگی روبه‌رو می‌کند.

در جلسه به پژوهش‌های معاصر درباره فستینگ، تغییرات متابولیک و فرایندهای ترمیم سلولی نیز اشاره شده است.

اما سالک مسیر را در سلامت جسم متوقف نمی‌کند. جسم سالم‌تر قرار است وسیله‌ای برای ادامه کار عمیق‌تر باشد.

مرتبه دوم؛ روزه طریقت

در روزه طریقت، مفهوم «دهان» گسترده‌تر می‌شود.

چشم هم خوراک می‌گیرد.

گوش هم خوراک می‌گیرد.

زبان چیزی را به جهان وارد می‌کند.

ذهن هم هر روز از تصاویر، خبرها، حرف‌ها و قضاوت‌ها تغذیه می‌شود.

روزه چشم

چشم از دیدن‌های بیهوده و محرک‌هایی که ذهن را دائماً وارد مقایسه و قضاوت می‌کنند مراقبت می‌شود.

این چاق است.

آن لاغر است.

این زیباست.

آن زشت است.

لباس او چنین است.

ماشین دیگری چنان است.

یک نگاه کوتاه می‌تواند ده‌ها قضاوت در ذهن تولید کند.

گاهی کمتر نگاه کردن به بیرون فرصتی ایجاد می‌کند تا این ماشین قضاوت برای مدتی آرام‌تر شود.

روزه گوش

غیبت، دروغ، حرف‌های بیهوده و جریان‌هایی که ذهن را دائماً در اضطراب، خشم و قضاوت نگه می‌دارند، می‌توانند خوراک گوش و ذهن باشند.

سالک می‌پرسد:

هر روز چه چیزی را وارد ذهنم می‌کنم؟

روزه زبان

دروغ، تهمت، زخم زبان، غیبت، پرحرفی، بحث‌های بی‌نتیجه و توجیه دائمی خود از موضوعات این مرتبه‌اند.

هدف این نیست که یک لغزش باعث شود انسان کل مسیر را رها کند.

همان لحظه که متوجه شد چه چیزی از او بیرون آمده، آن را می‌بیند و مراقبت را ادامه می‌دهد.

اگر در این چارچوب از «باطل شدن روزه طریقت» سخن گفته شود، منظور حکم فقهی بطلان روزه شرعی نیست. بحث درباره کیفیت درونی این مرتبه از مراقبت است.

مرتبه سوم؛ روزه حقیقت

در روزه حقیقت، توجه به لایه‌ای عمیق‌تر می‌رود.

ممکن است انسان زبان خودش را کنترل کند، به کسی آسیب نزند و در ظاهر رفتاری بسیار خوب داشته باشد، اما درونش همچنان پر از خشم، حسادت، کینه، ترس و نگرانی باشد.

در این مرتبه، خود همین کیفیت‌های درونی موضوع مشاهده می‌شوند.

سالک می‌پرسد:

چه چیزی غیر از خدا در قلب من فرمانروایی می‌کند؟

پول؟

ترس؟

فرزند؟

همسر؟

مقام؟

امنیت؟

آینده؟

اگر حضور انسان دائماً بین ده‌ها مرکز بیرونی تقسیم شود، آرامش او نیز به همان مراکز وابسته می‌شود.

در این نگاه، روزه حقیقت تمرینی برای نزدیک شدن به وحدت و مرکز است.

روزه و هفت کالبد؛ نقشه‌ای برای سلوک

در ادامه جلسه، روزه با مدل هفت کالبد و هفت چاکرا توضیح داده می‌شود.

چاکراها در این مقاله یک مدل عرفانی و نمادین برای دسته‌بندی حوزه‌های تجربه انسان‌اند و به‌عنوان ساختار اثبات‌شده تشریحی یا پزشکی بدن معرفی نمی‌شوند.

در این مدل، روزه فقط مربوط به شکم نیست.

امنیت روزه می‌گیرد.

لذت روزه می‌گیرد.

قدرت روزه می‌گیرد.

قلب روزه می‌گیرد.

زبان و چشم روزه می‌گیرند.

و در نهایت، منِ جداافتاده موضوع مراقبت قرار می‌گیرد.

چاکرای اول؛ روزه از ترس و حرص

در این مدل، چاکرای ریشه با امنیت، جسم، پول و رزق ارتباط دارد.

دو نیروی مهم انسان را از مرکز دور می‌کنند:

  • ترس از نداشتن
  • حرص برای بیشتر داشتن

روزه این بخش یعنی سالک برای مدتی رابطه خودش را با نگرانی مالی و انباشتگی ببیند.

اگر ذهن دائماً مشغول «فردا چه می‌شود؟»، «اگر پول تمام شود چه؟» و «اگر درآمدم کم شود چه؟» باشد، بخش بزرگی از انرژی در ترس مصرف می‌شود.

در آیه ۶ سوره هود آمده است:

وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا

سوره هود، آیه ۶

تمرین این بخش در زبان جلسه، توکل است.

انسان همچنان کار می‌کند، مسئولیت خودش را انجام می‌دهد و برنامه دارد، اما تلاش می‌کند نگرانی دائمی را با خودش حمل نکند.

افطار چاکرای ریشه

افطار این بخش با اعتماد توضیح داده می‌شود.

انسان سهم خودش را انجام می‌دهد و می‌پذیرد که همه علت‌ها و نتیجه‌ها در اختیار او نیستند.

ساده‌تر شدن افطار و سحر نیز می‌تواند فرصتی باشد برای دیدن حرص و تمرین قناعت.

چاکرای دوم؛ روزه از بردگی لذت

کالبد دوم در این مدل با لذت، شهوت و میل‌های جسمانی ارتباط دارد.

روزه در اینجا دشمنی با لذت نیست.

مسئله بازگرداندن اختیار است.

اگر هر لذتی که در برابر انسان قرار گرفت بتواند او را با خودش ببرد، آزادی انتخاب کاهش پیدا کرده است.

سؤال این است:

من لذت را انتخاب می‌کنم یا لذت مرا با خودش می‌برد؟

افطار چاکرای دوم

افطار این بخش، لذت آگاهانه است.

انسان می‌تواند از غذا، سفر، زیبایی و رابطه لذت ببرد، اما لازم نیست اسیر تحریک دائمی و عطش تجربه تازه شود.

یک غذای ساده هم می‌تواند با حضور و لذت خورده شود.

چاکرای سوم؛ روزه از کنترل، خشم و منیت

در این مدل، چاکرای خورشیدی با اراده، قدرت و من ذهنی پیوند دارد.

روزه این بخش یعنی مراقبت از کنترل‌گری، خشم، خوداثباتی و برتری‌طلبی.

هرکس می‌تواند ببیند من ذهنی او بیشتر از کدام در وارد می‌شود:

  • تحصیلات
  • ثروت
  • زیبایی
  • مقام
  • قدرت بیان
  • مذهبی بودن
  • معنوی بودن

چرا گرسنگی گاهی خشم را آشکار می‌کند؟

گرسنگی می‌تواند فشار ایجاد کند و بعضی واکنش‌هایی را که در شرایط عادی پنهان‌ترند آشکار سازد.

فرزند حرفی می‌زند و خشم بالا می‌آید.

همسر اشتباهی می‌کند و میل به واکنش فوری فعال می‌شود.

در نگاه سلوکی، همین لحظه ماده اولیه خودشناسی است.

اگر تمام روز طوری سپری شود که هیچ اصطکاکی تجربه نشود، بخشی از فرصت مشاهده نیز کمتر می‌شود.

تقوا، تزکیه و آتشی که باید کارش را انجام دهد

وقتی خشم بالا می‌آید، در مدل این جلسه اولین مرحله تقواست.

یعنی جنگ بیرونی برای چند لحظه متوقف شود.

فرافکنی نکن.

فوراً داد نزن.

توهین نکن.

اول ببین چه چیزی در تو فعال شده است.

این تمرین مربوط به موقعیت‌های عادی خودشناسی است و نباید به معنای ماندن در خطر، تحمل خشونت یا کنار گذاشتن دفاع ایمن و ضروری از خود فهمیده شود.

جنگ درونی را هم ببین

گاهی زبان ساکت شده، اما جنگ در ذهن ادامه دارد:

دیدی چه آدمی بود؟

چرا همیشه همین کار را می‌کند؟

چطور جرئت کرد با من این‌گونه حرف بزند؟

در این حالت، جنگ فقط از بیرون به درون منتقل شده است.

تزکیه عمیق‌تر زمانی آغاز می‌شود که این گفت‌وگوی ذهنی هم دیده شود.

آتش باقی می‌ماند

وقتی حمله بیرونی و جنگ ذهنی کمتر می‌شوند، احساس هنوز وجود دارد.

خشم داغ است.

فشار در بدن احساس می‌شود.

در این چارچوب، همین آتش می‌تواند وارد فرایند کیمیاگری شود.

به جای اینکه دیگری را بسوزاند، بخشی از اضافات و منیت خود انسان را آشکار می‌کند.

افطار چاکرای سوم؛ تسلیم و پذیرش

در این بخش، قدرت با کم شدن کنترل‌گری پیوند می‌خورد.

انسان عمل لازم را انجام می‌دهد، اما نیاز ندارد همه‌چیز و همه‌کس دقیقاً مطابق خواسته او حرکت کنند.

افطار این کالبد با تسلیم، پذیرش و رها کردن کنترل کامل نتیجه توضیح داده می‌شود.

چاکرای چهارم؛ روزه قلب

در مدل جلسه، قلب با عشق، کینه، نفرت، وابستگی و قضاوت ارتباط دارد.

ممکن است دهان انسان تمام روز بسته باشد و قلبش همچنان پرونده‌ای قدیمی را حمل کند.

پس می‌توان در رمضان از خود پرسید:

  • از چه کسی هنوز عصبانی‌ام؟
  • نام چه کسی که می‌آید بدنم منقبض می‌شود؟
  • چه کسی را هنوز مقصر زندگی خودم می‌دانم؟
  • کدام رابطه هنوز انرژی زیادی از من می‌گیرد؟

بخشیدن یعنی چه؟

در این آموزه، بخشش فقط گفتن «تو را بخشیدم» نیست.

سالک می‌خواهد بفهمد آن واقعه چه چیزی را در او آشکار کرده است.

چه زخمی دیده شد؟

کدام سایه بالا آمد؟

چه وابستگی‌ای آشکار شد؟

این نگاه مسئولیت کسی را که ظلم یا آسیبی ایجاد کرده حذف نمی‌کند. انسان مقابل همچنان مسئول رفتار خودش است.

اما فرد آسیب‌دیده می‌تواند در کنار رسیدگی به واقعیت بیرونی، چیزی را که آن تجربه در درون او آشکار کرده نیز ببیند.

افطار چاکرای قلب

افطار این بخش با رها شدن از کینه و نزدیک شدن به عشق توضیح داده می‌شود.

می‌توان فهرستی از رابطه‌هایی تهیه کرد که هنوز بار احساسی دارند و پرسید:

این رابطه چه چیزی را درباره خود من آشکار کرد؟

چاکرای پنجم؛ روزه زبان و بیان

یکی از مسیرهای مهم مصرف انرژی در زندگی، زبان است.

توضیح می‌دهیم.

توجیه می‌کنیم.

بحث می‌کنیم.

غیبت می‌کنیم.

زندگی دیگران را تحلیل می‌کنیم.

گاهی فقط برای فرار از سکوت حرف می‌زنیم.

در روزه این بخش، انسان رابطه خودش را با سخن بررسی می‌کند.

سکوت چند سطح دارد

مرحله اول سکوت زبان است.

برای بعضی انسان‌ها حتی یک ساعت کم‌حرفی آگاهانه می‌تواند تمرینی جدی باشد.

بعد بدن آرام‌تر می‌شود.

در مرحله بعد، خود ذهن دیده می‌شود.

قرار نیست افکار با زور خاموش شوند؛ می‌توان آن‌ها را مانند ابرهایی دید که در آسمان آگاهی عبور می‌کنند.

افطار چاکرای گلو

افطار این بخش با راستی، ذکر و کلامی توضیح داده می‌شود که به جای تخلیه بیهوده انرژی، روشنی ایجاد کند.

سکوت مقصد نهایی زبان نیست.

سکوت می‌تواند زبان را آماده کند تا وقتی زمان سخن گفتن رسید، کلمه وزن بیشتری داشته باشد.

چاکرای ششم؛ روزه چشم و قضاوت

در این مدل، کالبد ششم با شهود و بینش ارتباط داده می‌شود.

روزه این بخش یعنی کاهش مصرف بیهوده تصویر.

همه چیز لازم نیست دیده شود.

همه ویترین‌ها لازم نیست بررسی شوند.

زندگی همه انسان‌ها لازم نیست وارد ذهن ما شود.

هر ظاهر لازم نیست فوراً تحلیل و قضاوت شود.

گاهی سکوت، سکوت چشم است.

کمی از بیرون فاصله می‌گیریم تا امکان دیدن درون بیشتر شود.

یک ساعت کمتر دیدن

تمرین می‌تواند بسیار ساده باشد:

مدتی از دیدن‌های غیرضروری فاصله بگیر.

کمتر عیب دیگران را جست‌وجو کن.

کمتر ظاهر را تحلیل کن.

کمتر خودت را در معرض مقایسه و نمایش قرار بده.

برای مدتی قبل از نام‌گذاری و قضاوت، فقط ببین.

افطار چاکرای ششم

در زبان این آموزش، افطار این کالبد زمانی است که انسان بتواند در آنچه می‌بیند، چیزی فراتر از قضاوت فوری ذهن مشاهده کند.

در گل.

در حیوان.

در انسان.

در یک اتفاق.

و حتی در کسی که آینه بخشی از تاریکی‌های خودش شده است.

چاکرای هفتم؛ روزه منِ جدا

آخرین کالبد در این مدل با وحدت ارتباط پیدا می‌کند.

انسان آرام‌آرام می‌بیند که مرکز مطلق عالم نیست و مالک قطعی همه‌چیز نیز نیست.

بخش بزرگی از جهان از شبکه‌ای بسیار گسترده‌تر از اراده فردی او عبور می‌کند.

در زبان عرفانی، انسان به مرتبه‌ای نزدیک می‌شود که حضور و فاعلیت حق را بیشتر ببیند.

این مرتبه با تکرار یک شعار به دست نمی‌آید؛ نتیجه کار روی لایه‌های قبلی است.

هرچه ترس، حرص، کنترل، کینه، قضاوت و منیت آرام‌تر شوند، امکان تجربه این وحدت بیشتر می‌شود.

یک تمرین پیش از افطار

در پایان روز، پیش از اینکه بلافاصله دست به غذا ببریم، می‌توان چند لحظه مکث کرد.

گرسنگی را حس کرد.

به سفره نگاه کرد.

و به خود یادآوری کرد:

این غذا وسیله است.

سوخت بدن من است.

و بدن وسیله زندگی، خدمت و ادامه مسیر است.

همین چند ثانیه می‌تواند غذا خوردن را از واکنشی کاملاً خودکار به عملی آگاهانه‌تر تبدیل کند.

رمضان و کیمیاگری

در نهایت، تمام این بحث دوباره به مفهوم کیمیاگری می‌رسد.

گرسنگی ماده اولیه است.

خشم بالا می‌آید؛ ماده اولیه.

ترس ظاهر می‌شود؛ ماده اولیه.

میل به کنترل دیده می‌شود؛ ماده اولیه.

کینه، شهوت، پرحرفی و قضاوت نیز می‌توانند به ماده اولیه مشاهده تبدیل شوند.

در زبان این آموزه، وقتی این تجربه‌ها به نقطه صفر نزدیک شوند، امکان تبدیل آن‌ها به آگاهی بیشتر می‌شود.

روزه‌ای که انسان را با خودش روبه‌رو می‌کند

یکی از ارزش‌های رمضان برای سالک، تغییر ریتم عادی زندگی است.

زمان غذا تغییر می‌کند.

خواب تغییر می‌کند.

سطح انرژی و بعضی عادت‌های روزانه تغییر می‌کنند.

و چیزهایی که همیشه زیر سطح پنهان بوده‌اند فرصت بیشتری برای آشکار شدن پیدا می‌کنند.

اگر هر ناراحتی را فوراً خاموش کنیم، ماده اولیه دوباره پنهان می‌شود.

اگر بتوانیم کمی مشاهده کنیم، رمضان به کلاس خودشناسی تبدیل می‌شود.

هر بار که خشم بالا آمد، ببینیم.

هر بار که میل به فرافکنی شکل گرفت، کمی مکث کنیم.

هر بار که کینه ظاهر شد، پیام آن را بررسی کنیم.

وقتی حرص فعال شد، اعتماد را تمرین کنیم.

وقتی لذت فشار آورد، اختیار را به یاد بیاوریم.

وقتی زبان می‌خواهد بی‌وقفه حرف بزند، سکوت را امتحان کنیم.

وقتی چشم می‌خواهد همه چیز را مصرف کند، کمی از بیرون فاصله بگیریم.

در چنین نگاهی، روزه از یک برنامه زمانی فراتر می‌رود و به تمرینی گسترده برای بیداری تبدیل می‌شود.

دعای پایانی

پروردگارا، ما را از روزه‌داران شکم به روزه‌داران دل ارتقا بده.

این رمضان را ماه سبک شدن بارهای اضافی ما قرار بده.

چشم ما را از قضاوت، گوش ما را از آلودگی، زبان ما را از بیهودگی و قلب ما را از کینه پاک کن.

به ما بیاموز که از گرسنگی، حضور بسازیم؛ از ترس، هوشمندی؛ از خشم، اقتدار؛ از سکوت، کلام حق؛ و از رنج، نور.

و از این مسیر، قدمی حقیقی به سوی تعادل و صراط مستقیم برداریم.

آمین.

دیدگاه‌ها و نظرات

نظرات و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

ثبت دیدگاه جدید
0 / 1000 کاراکتر
نظرات کاربران0

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارد!